در گلستان وجودم ندهد هیچ گلی بوی تو را ....... تو گل عشق منی از دور می بوسم تورا
خرابه های قلبم از تمام خانه های جهان زیباتر است چون تو درآن سکونت داری
گر چه دوری ز برم، همسفر جان منی ..... قطره اشکی در دیده گریان منی ..... این مپندار که یادت برود از نظرم ..... خاطرت جمع که در قلب پریشان منی
چه کنم دست خودم نسیت که یادت نکنم ..... خواستی گل نشوی تابه توعادت نکن
انسان نقطه ایست میانه 2 بی نهایت : 1.بی نهایت لجن2.بی نهایت فرشته
پنجره چشاتم ، ابميوه صداتم ، چرخ كرده نگاتم ، تاعمر دارم فداتم
![]()
ای معنی انتظار یک لحظه باییست ..... دیوانه شدن به خاطرت کافی نیست ؟ ..... یک لحظه باییتو یک جمله بگو ..... تکلیفه دلی که کردی رفتی چیست؟
نخستين متهم تاريخ كسي است كه نداند قلب چه كسي برايش مي تپد
گاهى دل اين قدرتنگ ميشه كه گريه هم كم مياره/يه حرف خيلي ساده هم گاهي چقدرغم مياره/خنده تلخ آدماهميشه ازدلخوشي نيست/گاهي شكستن دلي،كمترازآدمكشي نيست
کاش می شد اشک راتهدید کرد.مدت لبخندراتمدیدکرد .کاش می شددرمیان لحظه ها, لحظه دیداررانزدیک کرد.
ای که حرفه همه عالم شده آوازه ی تو .... خودمو دوست دارم اما نه به اندازه تو
رفتم به سویه ساحل به سویه موجه دریا .... دریا همون دریا بود ، شن ها همون شن ها بود ... اما فقط یاد تو به جایه تو اونجا بود
از رو بر گر داندن ديگران نگران نباش تا وقتي نگاه خدا رو به توست
منتظر باش اما معطل نباش ، تحمل بکن اما توقف نه ، صریح باش اما گستاخ نه ، قاطی باش اما لج باز نه ، بگو آری نگو حتما ، بگو نه اما نگو ابدا
ميخواستم اسمتو رو سينم خالكوبي كنم اما ترسيدم صداي قلبم تو رو اذيت كنه
شيشه دل را شكستن را احتياجش سنگ نيست اين دل با نگاهي سرد از هم مي پاشه
وقتی قفس با آسمان فرقی ندارد ... امروزو فردا بی گمان فرقی ندارد ، تا نزده مردم یاسمن بی شاخه زیباست ... هیزم شکن با باغبان فرقی ندارد ... وقتی برای مرده بودن زنده هستیم، گهواره با تابوتم فرقی ندارد
ساقیا امشب صدایم با صدایت ساز نیست ... یا من مستو خرابم یا ساز تو ساز نسیت ....امشب مخالف می نوازد تار تو .... یا من مستو خرابم یا تار تو تار نیست؟
درد رو از هر طرف كه بخوني درد است بيهوده دنبال ميانبر نباش.
نشكن دلي كه اميدش به توست خواهد گذشت بر او ولي اين شكست توست.
شمابه جرم حمل مرام وداشتن صفابه حبس ابددرقلب من محكوم هستيد
¤¤¤¤()¤¤¤¤ اين ساعت مچي منه عقربه هاشوبرداشتم تانفهمم چندوقته ازت دورم
گردلي دارم بدان دردست توست، گرتني دارم بدان سرمست توست ، گردلم بشكني بادست خود دل نگيرم ازتو چون دل هم مست توست.
نخواهم گل كه گل بى اعتباراست تمام عمرآن فصل بهار است توراخواهم من از گلهاى عالم كه ياد توهميشه ماندگاراست
من از طرحه نگاه تو امید مبهمی دارم ، نگاهت را نگیر از من که با آن عالمی دارم
بزرگی پرسید : یک دوست می خوای یا یک دنیا ؛ گفتم : هیچکدام، چون یک دوست دارم که اندازه یک دنیاست.
گاهی که دلتنگ می شدم