پرنده ای هستم در قفس........
پرواز را از من گرفته اند......
بالهایم بسته است......
و احساس را از من گرفته اند.....
من و امید پروازی دوباره......
من و احساس آوازی دوباره.....
من و شادابی و عشق دوباره.....
به من آموختند آزاد باشم
میان گل ها برقصم شاد باشم.....
بخوانم با نوای باد پاییز...
و پروازی کنم از روی جاریز.......
ولی افسوس آن عشق ها رفتند.....
********
اگر كسی مرا خواست ،
بگویید رفته بارانها را
تماشا كند .
و اگر اصرار كرد ،
بگویید برای دیدن توفانها
رفته است .
و اگر باز هم سماجت كرد ،
بگویید رفته است تا دیگر
باز نگردد .........................
گاهی که دلتنگ می شدم