من تنها تو را ميخواهم!
بدون تو اين زندگي را نميخواهم ، باور داشته باش كه جز تو كسي را نميخواهم!
تو را ميخواهم و آن دستان مهربانت ، در كنار تو بودن را ميخواهم و نگاه به آن چشمان زيبايت
جدايي و نفرت را نميخواهم!
بدون تو اين زندگي را نميخواهم ، بعد از تو عاشقي را بي معنا مي دانم!
گفته بودم كه تو اولين و آخريني ، اي سرآغازم من پايان را نميخواهم!
بگذار در عشق تو بسوزم ، آب سرد بر روی آتش عشقم نریز!
مرا تنها نگذار و در سیلاب ناامیدی رها نکن....
به خدا خیلی دوستت دارم ، مرا پشیمان از این عاشق شدن نکن!
این لحظات زیبای عاشقی را از من نگیر!
بگذار عاشق بمانم ، این قلب عاشق را از من نگیر!
دستهای گرمت را از من جدا نکن ...
بگذار دوستت داشته باشم مرا در به در این دنیای بی محبت نکن!
گاه آرزو مي كنم ، چند لحظه اي جای من باشی!
دلت ، دل من باشد، چشمانت ، چشمان من باشد، روحت ، روح من باشد ، تمام وجودت از من باشد!
آنگاه خواهي ديد چقدر براي رسيدن به تو بي قراري مي کنم!
تنها اميد و بهانه برای زنده بودنم باش ، در تنهايي هايم تو بیا و در رویاهایم باش!
تنهای تنها برای من باش ، این قلب شکسته ام برای توست ، همیشه و همیشه در کنار آن باش !
ای نازنینم تو تنها عشق و یار منی ، پس با من بمان ، عاشق بمان
و برای همیشه در این قلب دیوانه ام باش !
اي عشق من با يكدلي ، يكرنگي ، صداقت ، با قلبي پاك عاشقانه تر از هميشه با تو مي مانم
و باور كن كه خيلي دوستت دارم !
آري همين است رسم عاشق بودن !
با قلبي پاك و احساسي پر از محبت و عشق ، با صداقت ، يكرنگي و يكدلي با آنكه دوستش داري
و همه زندگي ات هست تا آخرين نفس ، تا لحظه مرگ بماني
و عاشقتر از هميشه نيز دوستش بداري ...
تو هماني كه من ميخواستم ، تو همان عشق واقعي هستي
كه سالها در جستجوي او بوده ام!
اينك كه تو را به سختي به دست آورده ام
به آساني نيز از دست نخواهم داد....
تنها تو را مي بينم ، لحظات با تو بودن را و يك زندگي شيرين
و آخر سر نيز روياهاي عاشقانه ام با تو!
وقتی تنها میشوم و گوشه گیر ، وقتی دلتنگ می شوم
و از زندگی خسته پنجره رو به صحنه تلخ غروب را می گشایم و در خیال خودم
با تو پرواز می کنم تا آن سوی دشت امید و رویاهایم
شایددوستم داری
گاهی که دلتنگ می شدم