یشب کنار پنجره یه شاپرک نشسته بود
ناراحت و دل نگرون آروم چشاش بسته بود
سوالی کردم من ازش گفتم چرا ناراحتی؟
واسه نگاه چه کسی تو اینقدر دلواپسی؟
چرا چشات پراز غمه؟ چی واسه ی تومرهمه؟
بهم می گفت از این غمم هرچی بگم بازم کمه
بهم می گفت که این دلم یه عاشق دیوونه داشت
همونی که توقلب من همیشه یادش خونه داشت
اونی که من یه روزایی دیوونه ی چشاش بودم
همونی که من عاشق صدای خنده هاش بودم
یه روز منو گذاشت و رفت دیگه نموند کنار من
گذاشت و رفت یه جای دور تا که نشه فدای من
می خوام بهش بگم چرا نموندی تو کنار من؟
چرا گذشتی از پیشم؟ چرا نموندی یار من؟
بگم که باهاش می مونم تا جون توی بدن دارم
بگه تو قلبم می مونی تا وقتی که نفس دارم
حرفای شاپرکمون تموم که شد دلم گرفت
دستای مهربونشو یواشکی به دس گرفت
یه قصه گفتم واسه اون قصه ای از عشق خودم
قصه ای از اوارگی نوشته با خون خودم
قصه ی من هم مثه تو یه قصه ی پر از غمه
شاپرکم گریه نکن شاید واسه ی تو مرهمه
شاید یه روزی از روزا روزی ز روزای خدا
یه عاشق دیوونه بود که واسه من می شد فدا
می گفت وفادارم به تو تا لحظه ای که میتونم
ولی دروغ می گفت به من این یکی و خوب می دونم
خلاصه روزی که دلم بهش گفت که دوست دارم
بهش گفت که عاشقتم تا لحظه ای که دم دارم
دیگه بهم محل نذاشت حتی نگفت دوست دارم
نگفت که باهات می مونم تا وقتی که نفس دارم
نگفت هنوز عاشقتم تا زنده ام من باهاتم
دیگه نگفت که فداتم نگفت که خاک پاهاتم
گذاشت ورفت ازاین دیار بریده بود از روزگار
دیگه نمی خواست بمونه می خواست بازم کنه فرار
می خواست دیگه نبینمش تا که فراموش بکنم
چشامو من ببندم و عشقشو خاموش بکنم
می گفت که من خوب می تونم تورو فراموشت بکنم
حالا دیگه میخوام برم می خوام که ترکت بکنم
می گفت که خاطر خواه دارم خیلی هاهم دوسم دارن
عاشقمن خیلی زیاد می گن که بی من می میرن
می گفت ازت بدم میاد می خوام برم قرار دارم
دیگه نیا دنبال من ببین حالا یه یار دارم
شاپرکم این و بدون ادما خیلی بی وفان
یه روز می گن عاشقتن روز دیگه ازت جدان
بهت می گمتا بدونی دنیای ما پر از غمه
دنیا ی بی وفای ما زخماش بدون مرهمه
شریک بی وفای من رفت و دیگه پیشم نموند
گذشتش از کنار من ولی چیزی واسم نخوند
شا پرکم بدون توهم دیگه وفا نمی بینی
تو باغ سبز چشم اون دیگه صفا نمی بینی
از حرف من دلگیر نشو عاشقا عین همدیگن
یه روز واست می میرن و روز دیگه با بقین
دیگه بهش فک نکنی اون دیگه پیشت نمیاد
دیگه تورو نمی خوادو دیگه تو قلبت نمیاد
عشقای این دورو زمون عشق خیالین همه
یه روز دو روز عمرشون عشق فرارین همه
مواظب دلت بمون تا که نشه اسیر اون
سعی کن فرامشش کنی درست مثه من مثه اون
الهی همه عاشقا یه روز به سامون برسن
الهی که مسافرا یه روزی اسون برسن
الهی که هرجا میره یه روز به حرفم برسه
قصه ی ما تموم نشد الهی که سر برسه
گاهی که دلتنگ می شدم