2012/7/31 - 19:10 - .•°°·.¸.•°™mahla&bitaraf2™°·.¸.•° -
اگر کسی یکبار به تو خیانت کرد این اشتباه از اوست ، اگر کسی دوبار به تو خیانت کرد این اشتباه از توست
يه روز وقتي به گل نيلوفر نگاه مي کردم
ترس تموم وجودمو برداشت که شايد منم يه روزمثل گل نيلوفر تنها بشم! سريع از
کنار مرداب دور شدم. حالا وقتي که ميبينم خودم مرداب شدم دنبال يه گل
نيلوفر مي گردم که از تنهايي نميرم و حالا مي فهمم ... گل نيلوفر مغرور
نيست اون خودشو وقف مرداب کرده
محبت مثل يک سکه ميمونه که اگه بيفته تو قلک قلب ديگه نميشه درش اورد اگرم بخواي درش بياري بايد اونو بشکني
امشب هوا باراني است و من گريه نمي كنم. امشب هوا باراني است و من نه من امشب مي گريم. شايد دل گرفته ام،همچو ابر بارني گشايشي از گريه شبانه بگيرد. شايد اشكهايم در ميان قطرات باران گم شود. باران اشكهايم را مي شويد.
شايد هيچكس نفهمد كه من گريسته ام. اما نه تو حتماًمي فهمي. فردا كه ببينمت، صفاي آسمان بهاري دلم را خواهي ديد و به نمناكي هواي دلم پي خواهي برد...
هرکجا دانه و دام گرفتار منم ... همه در خواب خوشند ... خسته ی بیدار منم .... چون در بازار نبود مشتری غصه و غم .... هر کجا غصه فروش است ... خریدار منمرفاقت به معنی حضور در كنار فردی دیگر نیست بلكه به معنی حضور در درون اوست !
هر چند اين روزها هوا باراني است اما هيچ باراني رد پاي خوبان را از کوچه خاطراتمان نخواهد شست
مرد آمد و دردي به دل عالم شد
از روز ازل قسمت زن ها غم شد
در دفتر خاطرات حوا خواندم
جانم به لبم رسيد تا آدم ، آدم شد
چيزي ساده تر از بزرگي نيست آري ساده بودن همانا بزرگ بودن است.
امرسونبگذار سرنوشت هر راهی که میخواهد برود راهه من جداست بگذار این ابرها تا میتوانند ببارند چتر من خداست
محبت مثل يک سکه ميمونه که اگه بيفته تو قلک قلب ديگه نميشه درش اورد اگرم بخواي درش بياري بايد اونو بشکني
امشب هوا باراني است و من گريه نمي كنم. امشب هوا باراني است و من نه من امشب مي گريم. شايد دل گرفته ام،همچو ابر بارني گشايشي از گريه شبانه بگيرد. شايد اشكهايم در ميان قطرات باران گم شود. باران اشكهايم را مي شويد.
شايد هيچكس نفهمد كه من گريسته ام. اما نه تو حتماًمي فهمي. فردا كه ببينمت، صفاي آسمان بهاري دلم را خواهي ديد و به نمناكي هواي دلم پي خواهي برد...
هرکجا دانه و دام گرفتار منم ... همه در خواب خوشند ... خسته ی بیدار منم .... چون در بازار نبود مشتری غصه و غم .... هر کجا غصه فروش است ... خریدار منمرفاقت به معنی حضور در كنار فردی دیگر نیست بلكه به معنی حضور در درون اوست !
هر چند اين روزها هوا باراني است اما هيچ باراني رد پاي خوبان را از کوچه خاطراتمان نخواهد شست
مرد آمد و دردي به دل عالم شد
از روز ازل قسمت زن ها غم شد
در دفتر خاطرات حوا خواندم
جانم به لبم رسيد تا آدم ، آدم شد
چيزي ساده تر از بزرگي نيست آري ساده بودن همانا بزرگ بودن است.
امرسونبگذار سرنوشت هر راهی که میخواهد برود راهه من جداست بگذار این ابرها تا میتوانند ببارند چتر من خداست
به لاک پشت ها نگاه کنید، آنها تنها وقتی پیشرفت می کنند که سرشان را از لاک خود بیرون می آورد
گیرم که در باورتان به خاک نشستم و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهایتان زخم دار است؛ با ریشه چه می کنید؟
گیرم که بر سر این بام، بنشسته در کمین پرنده ای، پرواز را علامت ممنوع می زنید؛ با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید؟
گیرم که می زنید، گیرم که می برید، گیرم که می کشید؛ با رویش ناگزیر جوانه چه می کنید؟
گیرم که بر سر این بام، بنشسته در کمین پرنده ای، پرواز را علامت ممنوع می زنید؛ با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید؟
گیرم که می زنید، گیرم که می برید، گیرم که می کشید؛ با رویش ناگزیر جوانه چه می کنید؟
گفته بودم که چرا محو تماشای منی آنچنان مات که یکدم مژه بر هم نزنی ، مژه بر هم نزنم تا زدستم نرود ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی
میدانی
فرق من و توچیست ؟ تو مرگ بر موسوی میگویی در حالیکه دوربین ها رو به تو
است برای پخش مستقیم از کانال سراسری . من مرگ بر دیکتاتور میگویم در
حالیکه باتوم ها رو به من است . تو را با اتوبوس می آورند و برای من خیابان
ها را میبندند . تو را مردم مینامند و من را فتنه گر . تو امنیت شغلیت
تامین شده و من نگران امنیت جانیم هستم . در میان شما پرچم و پوستر پخش
میشود و در میان ما اشک آور و گاز فلفل ، من بی شمارم و تو اندک ، این است
فرق من و ت
گمشدم
توی شبی که خودمم....شبی که حتی یه فانوس نداره منو با خودت ببر به
روشنی.....اخه هیچکی مثه تو منو دوست نداره لک زده دلم واسه یه
همزبون...شیشه ی دله هم سنگ شده می دونی دلیل گریه هام چیه؟
دنیابه من یاد داد دوری کسی روکه دوستش دارم تحمل کنم اما وفا به من یاد داد کسی راکه دوست دارم هرگز فراموش نکنمباز
نامت پشت بغضم گیر كرد لحظه هایم را غمت دل گیر كرد باز چشمت خاطراتم را
ربود همچو هر شب مو به مو تقریر كرد حالِ اینك ترس تلخ خواب بود زندگی
كابوس را تعبیر كرد گرمگاه بوسه ات را اشك شست شاعرت را داغ دوران پیر كرد
باز من ماندم ، «تفأل» ، «غم مخور» آی حافظ پس چرا او دیر كرد؟
گاهی که دلتنگ می شدم