عشق کلید شهر قلب است به شرط آنکه قفل دلت هرز نباشد که با هر کلیدی باز شود
مرگ آن نیست که در قبر سیاه دفن شوم مرگ آن است که از خاطر تو با همه ی خاطره ها محو شوم
می خوام روی تمام سنگ های دنیا بنویسم دلم واست تنگ شده و آرزو میکنم یکی از اون سنگ ها به سرت بخوره تا بفهمی دل تنگی چه دردی
غیر از غم عشق تو ندارم , غم دیگر شادم که جز این نیست مرا همدم دیگر
زدرد عشق توبا کس حکایتی که نکردم چرا جفای تو کم شد؟شکایتی که نکردم !!!
گر هیچ مرا در دل تو جاست بگو گر هست بگو نیست بگو راست بگو
گر نرخ بوسه را لب جانان به جان کند حاشا که مشتری سر مویی زیان کند
تو را برای وفای تو دوست می دارم******وگرنه دلبر پیمانه شکن فراوان است
هر گز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تو را هر گز نمی گیرد کسی در قلب من جای تو را
هیچ کس نمی تواند ما را بهتر از خودمان فریب دهد
در سقوط افراد در چاه عشق، قانون جاذبه تقصیری ندارد.
رسم زندگی این است روزی کسی را دوست داری و روز بعد تنهایی به همین سادگی او رفته است و همه چیز تمام شده مثل یک مهمانی که به آخر می رسد و تو به حال خود رها می شوی چرا غمگینی ؟ این رسم زندگیست پس تنها آوازبخوان
گاهی که دلتنگ می شدم