2012/7/30 - 17:50 - .•°°·.¸.•°™mahla&bitaraf2™°·.¸.•° -
به سه چیز تکیه نکن : غرور، دروغ و عشق. آدم با غرور می تازد. با دروغ می بازد . و با عشق می میرد
همه آدمها با هم برابرند اما پولدارها محترم ترند. همه آدمها با هم برابرند اما بچه ها واجب ترند. همه آدمها با هم برابرند اما خانومها مقدم ترند. همه آدمها با هم برابرند اما سیاه ها بدبخت ترند و سفیدها برترند. البته تبعیضی در کار نیست درکل همه آدمها با هم برابرند اما بعضی ها برابر ترند
عشق رابطه ای میان شما و شخصی دیگر است. عشق برون گراست. مدی تیشن درون گراست. عشق سهیم شدن است. اگر عشق نداشته باشید، چگونه می توانید آنرا با دیگران سهیم شوید؟ مردم خشم، نفرت و حسادت دارند و بعد به نام عشق، اینها را با دیگران سهیم می شوند. وقتی ماه عسل تمام می شود و نقابها
را كنار می گذارید و واقعیت آشكار می شود، دیگر چه چیزی را سهیم خواهید شد؟ شما فقط آنچه را دارید، سهیم می شوید. اگر خشم دارید، خشم را سهیم می شوید
لحظه ديدار نزديك است . باز من ديوانه ام، مستم . باز مي لرزد، دلم، دستم . باز گويي در جهان ديگري هستم . هاي ! نخراشي به غفلت گونه ام را، تيغ ! هاي ! نپريشي صفاي زلفم را، دست! آبرويم را نريزي، دل ! - اي نخورده مست - لحظه ديدار نزديك است
خيابون رو نگاه ميكني گودال مترو زير پات باز نشه. بعد به چپ و راست همزمان نگاه کنید تا از نیومدن موتوریهای لباس شخصی مطمئن بشید بعد عبور کنید
در زندگي لحظاتي هست که آن قدر دلت براي کسي تنگ مي شود که آرزوهايت تنها با در آغوش گرفتن او برآورده مي گردد.
در کنج خرابات کسي پير نشد ازخوردن ادميت زمين سير نشد گفتيم که به پيري که رسيم توبه کنيم اما همه در جواني مرديم کسي پير نشد
هنوز کسي هست که مرا در کهنه ترين خاطراتش ...ياد آور شود .....پس اينجا بايد در پشت درهاي بسته کسي باشد...قلبي باشد که ميتپد...اين صداي قلب است که ميسازد...پرنده را به پرواز در مي اورد...چشمان را اشک مي زايد....درخت را شاخ و برگ مي دهد....مي تپد و مي تپد ....اين قلب است که عشق مي افريندزندگي باران نباش كه فكر كنند خودت را با منت به شيشه ميكوبي ؛ ابر باش تا منتظرت باشند كه بيايي
را كنار می گذارید و واقعیت آشكار می شود، دیگر چه چیزی را سهیم خواهید شد؟ شما فقط آنچه را دارید، سهیم می شوید. اگر خشم دارید، خشم را سهیم می شوید
لحظه ديدار نزديك است . باز من ديوانه ام، مستم . باز مي لرزد، دلم، دستم . باز گويي در جهان ديگري هستم . هاي ! نخراشي به غفلت گونه ام را، تيغ ! هاي ! نپريشي صفاي زلفم را، دست! آبرويم را نريزي، دل ! - اي نخورده مست - لحظه ديدار نزديك است
خيابون رو نگاه ميكني گودال مترو زير پات باز نشه. بعد به چپ و راست همزمان نگاه کنید تا از نیومدن موتوریهای لباس شخصی مطمئن بشید بعد عبور کنید
در زندگي لحظاتي هست که آن قدر دلت براي کسي تنگ مي شود که آرزوهايت تنها با در آغوش گرفتن او برآورده مي گردد.
در کنج خرابات کسي پير نشد ازخوردن ادميت زمين سير نشد گفتيم که به پيري که رسيم توبه کنيم اما همه در جواني مرديم کسي پير نشد
یک دنیا حرف برای تو دارم ، یک دنیا پر از حرفهای نگفته، یک دنیا پر از بغض های نشکفته. با منی ، هر جا و اینک آمده ام تا مثل همیشه سنگ صبور روزهای دلتنگی ام باشی!
هنوز کسي هست که مرا در کهنه ترين خاطراتش ...ياد آور شود .....پس اينجا بايد در پشت درهاي بسته کسي باشد...قلبي باشد که ميتپد...اين صداي قلب است که ميسازد...پرنده را به پرواز در مي اورد...چشمان را اشک مي زايد....درخت را شاخ و برگ مي دهد....مي تپد و مي تپد ....اين قلب است که عشق مي افريندزندگي باران نباش كه فكر كنند خودت را با منت به شيشه ميكوبي ؛ ابر باش تا منتظرت باشند كه بيايي
رسم زندگي اين است روزي کسي را دوست داري و روز بعد تنهايي به همين سادگي او رفته است و همه چيز تمام شده مثل يک مهماني که به آخر مي رسد و تو به حال خود رها مي شوي چرا غمگيني ؟ اين رسم زندگيست پس تنها آوازبخوان
خیلی جالبه :از سوسک می ترسیم...از له کردن شخصیت دیگران مثل سوسک نمی ترسیم. از عنکبوت می ترسیم...از اینکه تمام زندگیمون تار عنکبوت ببنده نمی ترسیم. از شکستن لیوان می ترسیم...........از شکستن دل آدما نمی ترسیم. از اینکه بهمون خیانت کنند می ترسیم.............از خیانت به دیگران نمی ترسیم
زندگي باران نباش كه فكر كنند خودت را با منت به شيشه ميكوبي ؛ ابر باش تا منتظرت باشند كه بيايي
خیلی جالبه :از سوسک می ترسیم...از له کردن شخصیت دیگران مثل سوسک نمی ترسیم. از عنکبوت می ترسیم...از اینکه تمام زندگیمون تار عنکبوت ببنده نمی ترسیم. از شکستن لیوان می ترسیم...........از شکستن دل آدما نمی ترسیم. از اینکه بهمون خیانت کنند می ترسیم.............از خیانت به دیگران نمی ترسیم
زندگي باران نباش كه فكر كنند خودت را با منت به شيشه ميكوبي ؛ ابر باش تا منتظرت باشند كه بيايي
گاهی که دلتنگ می شدم